صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين ) ( مترجم : محسن بيدارفر )

167

كسر أصنام الجاهلية ( عرفان و عارف نمايان ) ( فارسى )

شهوت است ، بدين وسيله كه نقطه‌ى مقابل آن را برمىگزينيم ، تا آن خوى سستى گيرد و قلب از وابستگى بدان به كلى يله و رها شود . و چون مجاهدت را انجام دهد استاد او را به ذكرى مشغول دارد كه دائما قلبش بدان متذكر گردد و او را از زياده‌روى در وردهاى ظاهرى بازدارد ، بلكه به همان واجباتش اكتفاء كند . و ورد او تنها يك ورد خواهد بود كه گزيده‌ى وردها و نتيجه‌ى آنهاست ، يعنى بر دوام داشتن دل به ذكر خدا ، پس از آن‌كه از ياد ديگرانش خالى كرده است ، تا به صورت عاشق پاكباخته‌اى درآيد كه او را جز يك خواسته نيست ، و به گوشه‌اى تنها مىنشيند و از مال حلال مقدار اندكى مىخورد . درين زمان استاد او را ذكرى از ذكرهائى كه مناسب حال اويند تلقين مىكند ، تا جائى كه زبانش از حركت بيفتد ، و طورى شود كه بدون اين‌كه زبانش را حركت دهد گويا ذكر بر آن جارى است . و از آن پس بىتوقف ملازمت مىكند تا اثر آن از زبان نيز مىرود و تنها صورت لفظ بر قلب مىماند ، و برين حال مداوم است تا حروف لفظ و شكل آن نيز از قلب محو مىشود و تنها حقيقت و معناى آن ملازم قلب باقى مىماند ، كه هميشه در آن حاضر و بر آن چيره است . درينجا خواطرى بر قلب رو مىكنند و درى بر آن گشوده گردد ، و چه‌بسا خواطرى شيطانى كه كفر و بدعتند بر آن وارد شوند ، و تا زمانى كه او آنها را ناخوش داشته و آماده از بين بردنشان باشند ضررى برو نخواهند داشت . اينها دو بخشند : بخشى كه يقين مىداند خداوند از آنها منزه است ، پس به آنها اعتنائى نمىكند و به ذكر روى مىآورد و به خداوند پناهنده مىشود تا ازو دفع كند ؛ همچنان‌كه فرمايد « 4 » : « اگر از شيطان تو را وسوسه و فسادى رسد پس به خداى پناه بر » . و بخشى ديگر كه در آنها ترديد مىكند . پس اين بخش و ديگر احوالى را

--> ( 4 ) - وَ إِمَّا يَنْزَغَنَّكَ مِنَ الشَّيْطانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ . [ سوره فصلت 41 / 36 ]